ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

344

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

حكومتى نبود و در طول زندگانى عهده‌دار چند شغل ادارى و دبيرى شد كه وى را به زندگانى دربار و دسيسه‌هاى سياسى نزديك كرده بود كه گاهى نيز در آن شركت مؤثّر داشت . ابن خلدون در هر يك از امارتهاى مغرب ، مدّتى اقامت داشت . در فاس زير حمايت سلطان ابو عنان مرينى مىزيست كه حامى ابن بطوطه نيز بود و اندكى پيش گفتيم كه ابن خلدون از وى سخن آورده است . هنگام اقامت در غرناطه ابن خطيب ، وزير معروف و اديب بزرگ ، از دوستان ابن خلدون بود كه بعدها دشمن سر سخت او شد . به سال 1363 / 765 ه . امير غرناطه وى را به سفارت پيش پادشاه قشتاله ( كاستيل ) فرستاد . مقدر نبود كه ابن خلدون مدّتى دراز به يك جا بماند . چون به افريقا بازگشت در شهرهاى بجايه ، بسكرى ، تلمسان ، و فاس جابه‌جا شد . . . و آنگاه به اندلس رفت . يك بار نيز چند سال - از سال 1375 / 776 ه . - در يك محل بدوى وار ، يعنى قلعهء ابن سلامه از توابع وهران ، 2 آسوده به سر برد و در اثناى آن سرگرم قرائت و تأليف بود و پيوسته روى مقدّمهء تاريخ خود كار مىكرد . يك بار كه براى فراهم آوردن مطالب علمى براى تاريخ خود به تونس رفته بود متوجّه شد كه به علّت آشفتگيهاى سياسى اقامت در مغرب به صلاح او نيست و تصميم گرفت به بهانهء حجّ تونس را به قصد مشرق ترك كند ، و به سال 1382 / 784 ه . از مغرب در آمد كه ديگر به آنجا باز نگشت . پس از مدّتى اقامت در اسكندريه به قاهره رفت كه در آن دوران به حق مركز فرهنگ اسلامى به شمار بود . در آنجا ابن خلدون در حمايت سلطان برقوق مملوكى قرار گرفت و به دوران او و پسرش ، سلطان فرج ، از سال 1384 / 786 ه . چند بار قاضى القضات مردم مالكى مذهب شد . براى نخستين بار به سال 1387 / 789 ه . به حجّ رفت . در مصر نيز دستخوش دسيسه‌ها بود ، شش بار از شغل قضا استعفا داد ، و چند سال ، 1394 / 797 ه . در فيّوم عزلت گزيد كه يكى از علل آن تأثير فوق العادهء وى از مصيبت خانواده‌اش در حادثهء غرق كشتى بود . در آغاز قرن پانزدهم / نهم ه . شام نيز با او آشنا شد ، زيرا به سال 1400 / 803 ه . كه سلطان فرج به مقاتلهء تاتار مىرفت همراه وى بود و هنگامى كه تيمور لنگ دمشق را محاصره كرده و در آن شهر بود ، و نيز به عنوان نماينده در هيئتى كه براى گفت و گو دربارهء تسليم شهر مىرفت شركت داشت . به احتمال قوى تفصيل ملاقات و گفت و گوى او با تيمور لنگ ، كه آن را ابن عربشاه و بعضى از مورّخان ديگر نقل كرده‌اند ، بىمبالغه و شاخ و برگ نيست ، ولى اصل قضيّه قابل قبول است . 3 در مارس سال 1401 / 803 ه . تيمور اجازه داد كه به مصر بازگردد . او سالهاى آخر عمر خود را در قاهره گذرانيد كه گاهى از منصب قضا بر كنار و بار ديگر برقرار مىشد . در مقابل اين سرگذشت پر حادثه ، عجيب نيست كه بعضى از نسخه‌هاى خطّى سرگذشت شخصى وى عنوان رحلة ابن خلدون فى الشرق و الغرب داشته باشد . 4 اين كتاب يك اثر جغرافيايى از نوع سفرنامه نيست بلكه به تمام معنى كلمه سرگذشت